She says you don't waa be like me

خرید بک لینک
گفت که دولا نشوم و خردهشیشهها را کاریشان نداشتهباشم تا جارویش را بیاورد و تو را عوضش ببرد. گفت چلچراغی که چراغهاش از گرما تب کردهاند و آماس کردهاند؛ یکی از شبهای هفتهی پیش یا یکی از شبهای خرداد قیهشان رفته و به گوشش رسیده و به خاطر همین است که فکر میکند چلچراغی که جیغ بکشد، چلچراغ متورم و داغ به نگهداشتن برق کریستالهای معوقش نمیارزد. گفت تو هرجا که بتوانی متاستاز میکنی و موهام را از صحرایی که انرژی زمینگرماییاش از حرارت تنگستن تو بیاید میتارانی. گفت که تو یک فلز واسطهای؛ بین من و قلیای آبیرنگ کاپشنت؛ یا من و. گفت این را آویزهی گوشم کنم که این آویز از همان اول هم داشت گچهای سقف را با خودش پایین میکشید و ترکهاش هرجا که میتوانست میجهید. که از بدایت امر سقف من کوتاهتر از آن بود که چلچراغ را تاب بیاورد. گفت همهی تکههایی را که از تو برای خودم جمع کردهام، عاقبت مثل بلورههای شکر که وقتی کنار هماند سفیدند و براق؛ از گوشهکنار ظرف غذای من- که گرد است و برچسب رویش کنده شده- بیرون میریزد و هر یک دانهاش را که نگاه بکنم، نه براق است؛ نه سفید؛ نه اصلاً میتوانی بگویی مال خودش بوده. من هم شکرها را از لابلای انگشتهام دورتادور خانه پاشیدم و با نیش باسیلیسک به جانشان افتادم تا جانپیچش را، جانِ آبی و براق و شیرینش را بیندازم آنجایی که عرب، نی انداخت. آن وقت بود که یادم به بلورههایی افتاد که از نیشکرهای عربستان میآمد؛ اما قبل از اینکه بتواند جانی را یا ابوبکری را به خودش بپیچد، توی ظرف غذایم آنقدر گریه کردم که برچسب رویش وربیاید و شربتِ بیرنگِ مات و بیمزهای بریزد روی تنگستن و مرا برق بگیرد و موهام را بتاراند تا دیگر معلوم نباشد که مال کدامشان بوده و مال کدامشان بوده-ام. گفت که من باید هم از ناماجرا، بتوانم ماجرا بسازم تا ننویسمش و تو هم نخوانی-اش. گفت شبیه بدکارههایی نشوی که به مال مردم، به جانپیچهاشان چشم دارند. گفت خوب خودت را لای شال بنفش قلیاییات بپیچانی و چندان بنمایی که هر جانی، ابوبکری جانی دارد توی ظرف شکر چرب و چیل تو و تو با این همه کالری، باید هم که از ناماجرا، بتوانی ماجرا بسازی و سنگین و رنگین بخوابی و خواب سفید ببینی. گفت: چشمهایت را ببند و تا هزار و سیصد و شصت و هشت سال بشمر تا جارویم را بیاورم.

کالبدشکافی روح...

ما را در سایت کالبدشکافی روح دنبال می‌کنید

برچسب: she says you don't waa be like me,she says you don't waa be like me looking for fun, نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: دوشنبه 15 آذر 1395 ساعت: 3:44

صفحه بندی