
آنها که نمی جویند و نمی پرسند و نمی شناسند، خیل کوران را مانند، دلبسته بُن عصای بینایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویشتن برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به ظاهر بینا خود درمعنا کوری باشد که بن عصای بیگانه یی را گرفته باشد... .و تا روزگار چنین است، خوب یا بد، ستاره حکومت خواهد کرد.نادر ابراهیمی ...
ادامه مطلب
آنها که نمی جویند و نمی پرسند و نمی شناسند، خیل کوران را مانند، دلبسته بُن عصای بینایی؛ و وای اگر آن بینا به راه خویشتن برود نه راهی که کوران را آرزوست؛ و وای اگر آن به ظاهر بینا خود درمعنا کوری باشد که بن عصای بیگانه یی را گرفته باشد... .و تا روزگار چنین است، خوب یا بد، ستاره حکومت خواهد کرد.نادر ابراهیمی ...
ادامه مطلب
گفت که دولا نشوم و خردهشیشهها را کاریشان نداشتهباشم تا جارویش را بیاورد و تو را عوضش ببرد. گفت چلچراغی که چراغهاش از گرما تب کردهاند و آماس کردهاند؛ یکی از شبهای هفتهی پیش یا یکی از شبهای خرداد قیهشان رفته و به گوشش رسیده و به خاطر همین است که فکر میکند چلچراغی که جیغ بکشد، چلچراغ متورم و داغ به نگهداشتن برق کریستالهای معوقش نمیارزد. گفت تو هرجا که بتوانی متاستاز میکنی و موهام را از صحرایی که انرژی زمینگرماییاش از حرارت تنگستن تو بیاید میتارانی. گفت که تو یک فلز واسطهای؛ بین من و قلیای آبیرنگ کا...
ادامه مطلب
Sleeping...having nightmares...waking up... Checking ifxa0somethingxa0have happened... Going back to sleep...
ادامه مطلب
But I'm not fine at all......
ادامه مطلب